بهار كه آمد روم به صحرا
هرچه زودتر شايد فردا
با شادي و خنده اي خوب
من زنم به دل چوب
پروانه اي رو گل نشسته
انگاري كه شده خسته
بلبل داره مي خونه آواز
با عطري خوش و زيبا ساز
صداي آبشار مياد به بالا
چه خوش است در اين ميان حالا
اين جهان خلق خدايي است كه بزرگ و حكيم است
مات مبهوتم از اين چيز كه خلق عليم است
برچسب: شعر,
نویسنده: احمد